وقتی طلاق گرفتم، یکی از همکارهای خوبم ازم پرسید که وقتی رفتی برای طلاق، اونجا ازت شماره تلفن منزل رو هم گرفتند؟ گفتم: یادم نیست.

گفت: مراقب باش! این آخوندهای دفترهای طلاق، شماره خانمهای بیوه رو نگه می دارند و هی زنگ می زنند که صیغه بشی و اعصابت رو خرد می کنند.

روزی که می خواستم طلاق نامه رو بگیرم، از ترس با برادرم رفتم... آخونده یک تکه کاغذ داد و گفت: شماره منزل رو روی این کاغذ بنویس که اگر کاری پیش اومد، تماس بگیرم.

منم یاد حرف همکارم افتادم و فوری یک شماره الکی نوشتم، برادرم بیچاره از تعجب چشماش گرد شده بود، منم بش چشمک زدم.

آخونده شماره رو گرفت و گذاشت توی عباش روی قلبش!

برادرم بعدش پرسید: گفتم هیچی می خواستم دیگه با این دست اندرکاران طلاق ارتباطی نداشته باشم.

اما اگر خودم نمی دیدم، باورم نمی شد!

اما خدا کنه صاحب اون شماره ای که نوشتم، منو حلال کنه! فکر کنم براشون خیلی مزاحمت درست کرده باشم.