باید بروم...

خودم می دانم..

دیگه نمیشه با خانواده زندگی کنم...

سخته!

می دانم باید بروم

اما وقتی مامان می گوید: بروی، بهتر است

انگار که چیزی می شکند درونم.

خرد می شوم

له می شوم..

سخت است..

سخت تر از روزهای سخت آینده ام!