این مدیر جدید از وقتی که فهمیده من از همسرم جدا شدم و پی به توانائی های من برده، همش با تعجب میگه:‌آخه چرا شوهرت ولت کرد و رفت!!!!!

نمی دونم چی بش جواب بدم!!!

خودمم درست نفهمیدم...

یادمه تا آخرین لحظه می گفت که دوستم داره! می گفت که روی نجابت من قسم می خوره و می گفت که من زن قانعی هستم!

اما خوشم نمی یاد این مدیر جدید اینقدر گیر میده!

می ترم یک نقشه هایی داشته باشه.

خدایا خودمو به خودت می سپرم!

*****

نشد که داستانمو به ترتیب بنوسیم.