دیشب بابا اومده بود پیش من و داداشم.

چقدر ناراحت و غمگین و افسرده بود.

بابا ناراحت بود از دست مامان

که می خواد دوباره بنائیه بی مورد راه بندازه!

آخه مامان خیلی خیلی بی دلیل یک کارهایی رو می کنه!

خیلی بی دلیل!

کاش مامان می فهمید ارزش شاد زندگی کردن چقدر بیشتره

کاش می فهمید که اگر اطرافیانش رو کمتر آزار بده، به نظرات نزدیکانش هم توجه کنه، چقدر زندگی بهتر میشه!

کاش می فهمید

اما حیف

و صد حیف

و صد هزاران حیف

امروز روز تولد حضرت عباس (ع) هست.

و من یه عالمه حاجت دارم.

یــــــــــــــــــــــــــه عالـــــــــــــــــــــــــمه!

من محتاجم!