آخه من دردمو به کی بگ؟

کی می فهمه که من دوست پسر نمی خوام

اگر کسی و بخوام، کسی رو می خوام که کنارم باشه

که اگر بهش نیاز داشتم، بهش دسترسی هم داشته باشم

نه اینکه هر از گاهی چند ساعت رو کنارش خوش باشم

اونم بعد از یک مدت گیر بده که می خواد منو توی یکجای خلوت، تنها ببینه و....

چطور میشه اینو فهموند؟
جطور؟

اینکه تنهام

اینکه خیلی خسته ام

اینکه دل شکسته ام

اینکه بی کسم

یکطرف

اینم که این آشغالها مزاحمت ایجاد می کنند

یک طرف دیگه