در آینه هم نمی توانم خودم را ببینم انگار!

یادم می آید چند گاهی پیش، شکسته ای از خودم را می دیدم، بد نبود... قابل تحمل بووود هنوز!

اما حالا دیگر هیچ نمی بینم ... غبارم من انگااار.

دیگر از شکسته شدن و خرد شدن عبور کرده ام.

غبار شده ام..

کسی مرا نمی بیند انگار

و خودم هم!