نگاههای زهر آلود مرا وادار می کند که به خودم نفرین کنم که چرا این آخری را هم رد کردم.

و خدا هم انگار دوست دارد که گوشتهای تن من در راه زهر نگاهها آب شود.

و خدا هم... انگاااار التماسها را نمی بیند.

و خدا هم انگاااار نمی خواهد کورشان کند.

و خدا هم انگااار نمی خواهد لالشان کند.

و خداااا

انتظار زیادی ازت دارم؟