از خودم بدوم می یاد

خیلی زیاد

واسه اینکه اینقدر ساده

اینقدر مهربون

و اینقدر حساس و زود رنج هستم

 

اینقدر رو راست

که توی محیط کار جدید

همه بهم توصیه می کنند زیاد با دیگران حرف نزنم

که به دیگران اعتماد نکنم

اطلاعات ندم

یکجورائی بهشون گفتم که من ناراحت میشم

بابا یک کم بیشتر رو من حساب کنید

اماااا

انگار نه انگاااار

انگار که من یک بچه ی صاف و ساده هستم

که هر لحظه ممکنه گول بخورم

نه از لحاظ ارتباط  دوستی بین زن و مرد

بلکه از لحاظ کاری

 

حتما اگر من هم مثل دیگران گرگ بودم

الان توی کارم خیلی پیشرفت کرده بودم

 

اما خدا را شکر می گویم.

خیلی زیاد

خیلی خیلی زیاد

آنقدر که خیلی بیشتر از آنچه که به من داده باشد.