حالا که همه چیز تموم شده

وقتی به دو تا از دوستهام گفتم که علی با من چه رفتاری داشت

با کلی بد و بیراه بهم گفتن که تو باید زودتر به این نتیجه می رسیدی و تموم می کردی باهاش

هر چند که حرفهاشون یک کم خوشحالم کرد.

اما علی حتی یک لحظه هم از ذهنم بیرون نمیره.

اینو بهش میگن : عشق کور

دارم دیوونه میشم.

هر چند که خودم ممنوع التلفنش کردم اما خیلی دلم می خواد بهش زنگ بزنم.

یا یک لحظه از دور ببینمش

دیوانه ام... دیوانه