ابر بهار مثل من است یامن مثل ابر بهار؟

نمی دانم

درد با من است با من با درد؟

نمی دانم

زانو به بغل غم می آورد یا غم به بقل زانو؟

نمی دانم

اشک آه می آورد یا آه اشک؟

نمی دانم

دستم بی دست مانده

می دانم

چشمم در انتظار خیره مانده

می دانم

فرصتها رخت می بندند از کنارم می دانم

تنهای تنها می مانم تا ابد

می دانم

می دانم

می دانم