از آخرین باری که از شوهر سابقم کتک خوردم این صحنه رو خوب یادمه:

بعد از کتک خوردن هنوز آروم نشده بود یادم نیست دقیقا اون پرتم کرد روی تخت یا خودم روی تخت خوابیدم... اومد کنارم دراز کشید با همون حالت عصبانیت منم که در حال اشک.. هر دو تا دستامو گرفت محکم... صورتشو آورد توی صورتم خواست منو ببوسه که یک قطره عرقش از روی پیشونیش درست افتاد روی پیشونیم که از کتکاش زخم شده بود، منم بی اختیار از سوزش شدید صورتمو عقب کشیدم.. همون موقع یک چک محکم زد توی صورتم ... سمت راست صورتم ... فرداش دیدم که جای انگشتاش خیلی خوب روی صورتم مونده بود...