ازدواج و تأمین نیاز جنسى توسط مردم، اعم از زن و مرد، دختر و پسر، در اولویت اوّل با ازدواج دایم است اما در پاره‏اى موارد، به متعه اشاره شده است، مثلاً در زمان جنگ و دور بودن سربازان از وطن،(26) یا براى کسى که همسر دایم ندارد اما نه براى آنکه همسر دارد؛ على بن‏یقطین که داراى همسر بود از امام هفتم در باره متعه مى‏پرسد، حضرت مى‏فرماید:
«ما أنت و ذاک قد اغناک اللَّه عنها؛(27) تو را چه و این کار! خداوند تو را از آن بى‏نیاز کرده است.»

****


مى‏گویند ازدواج موقت موجب سوء استفاده هوسبازان و شهوت رانان مى‏شود؛ این اشکال نیز پذیرفتنى نیست چون همواره از هر قانونى ممکن است بد استفاده شود ولى استفاده نادرست دلیل بر به اجرا در نیاوردن قانون نمى‏شود. از ازدواج دایم هم بد استفاده مى‏شود؛ آیا مى‏توان آن را ممنوع کرد؟ البته وظیفه مدیران است با تدابیرى، سوء استفاده از قانون را کاهش دهند.
اشکال هفتم و نهى ائمه(ع) از ازدواج موقت، از آن‏روست که در اولویت اوّل، ازدواج دایم است و این روایات ناظر به رتبه‏بندى ازدواج مى‏باشد. شگفت‏آور آنکه برخى، روایتى را از حضرت امیر نقل و آن را چنین ترجمه مى‏کنند:
«هر گاه بدانم شخص نااهل به ازدواج موقت پرداخته است او را سنگسار مى‏کنم»(28) که تحریف در ترجمه روایت است، چون متن روایت چنین است:
«لا أعلم أحداً تمتّع و هو محصن إلّا رجمتهُ بالحجارة.» شهید مطهرى این روایت را از کتاب «الاحوال الشخصیة»، تألیف «شیخ محمد ابوزهره» نقل مى‏کند، سپس از مترجمى، عین همین ترجمه را نقل مى‏کند، بعد مى‏فرماید: «چرا مترجم کلمه «محصن» را به «نااهل» ترجمه کرده است؟ در حالى که معناى آن «زن‏دار» بودن است.»(29) بنابراین:
روایت مربوط به ازدواج موقت متأهلان است.