به دنبال سرنوشت میرم.
به زودی.
می خوام یک ریسکی بکنم که درصد موفقیتش به اندازه ی شکستش هست.
اما من می تونم.
می دونم
من شجاعم
و قوی
و توانا
به دنبال سرنوشت میرم.
به زودی.
می خوام یک ریسکی بکنم که درصد موفقیتش به اندازه ی شکستش هست.
اما من می تونم.
می دونم
من شجاعم
و قوی
و توانا
عزیزم
از اینکه شرح حال زندگی خودتو برام نوشته بودی هم خوشحال شدم و هم ناراحت
خوشحال از اینکه اعتماد کردی
و ناراحت از اینکه می بینم مشکل داری.
راستش وبلاگتو مطالعه کردم کمی (به اندازه ی دو سه صفحه)
آنچه که از لابه لای نوشته هایتان فهمیدم، همسرتان هنوز شما را دوست دارد و خصوصیات مفیدی که دارد، قابل احترام و ارزش هستند. درست مثل خودتان.
تنها چیزی که به نظرم در حال حاضر تغییر اساسی می تواند ایجاد کند همان مساله ی جنسی است.
متاسفانه یا خوشبختانه رابطه ی جنسی ارتباط مستقیم به همه چیز زندگی دارد.
اینکه رضایت شما در این رابطه جلب نشود یا بالعکس، عدم رضایت پنهانی ایجاد می کند عمیق، که در سراسر زندگی تاثیر نامطلوبی می گذارد.
در حال حاضر می دانم که در ایران بعضی مراکز هستند که در این زمنیه مشاوره می دهند و مشکلات را حل می کنند. بهتر است این راه را هم امتحان کنید و بعد تصمیم بگیرید.
برایتان دعا می کنم که مشکلاتتان حل شود.
همسر من نه فقط دست بزن داشت و عصبی بود، بلکه بی نهایت خسیس بود، دروغگو، هیز، و از لحاظ جنسی هم مشکل داشت. یک مشاور روانپزشک به من گفت که عصبی بودنش ناشی از همان مشکل جنسی اش هست. اما درمانش را غیر ممکن می دانست.
اما شما حتما مشکلاتتان به آن حادی نیست.
بیشتر تامل کنید.
امسال هم با غم آغاز شد
دائم به خرسی می اندیشم که نشانه ی قدرت درون است و در فنجان فال قهوه ام به گفته ی فال گیر با تعجب نگاهم می کند.
علی اینبار رفت و آمدشو خودش قطع کرد و رسما گفت که می خواد دوست باشه فقط
یعنی آدمها اینقدر می تونند تظاهر کنند؟
من خودمو و غرورمو زیر پاش انداختم
گفتم حاضرم بدون ازدواج با هم زندگی کنیم
اما حتی این رو هم قبول نکرد!
و من می مانم با اینهمه دروغ و دغل ...
با اونهمه عاشقی
یعنی همش تظاهر بود؟
عاشقی که حاضر نباشه به خاطر عشقش از کوچکترین چیزی بگذره یعنی عاشقه؟
نه
معلومه که نه
معلومه که همش دروغه!
من که یک دختر خانواده دار هستم
من که به خیلی چیزها مقید هستم
من که از خیلی چیزها گذشتم تا حرفی پشتم نباشه
تا آدمها به چشم بد بهم نگاه نکنند
حاضر شدم بدون عقد باهاش زندگی کنم
اما علی گفت نه!
درد داره
نمی دونست که چقدر برام سخته اینکار
نفهمید
که از چی گذشتم
چه چیزهایی رو حاضر شدم زیر پا بگذارم
گاهی فکر می کنم شاید به خاطر خستش بود
ترسید که هزینه ای رو مجبور بشه پرداخت کنه
اما حتما عاشق نبود
همش بازی بود
یکی از دوستام که در عرض یکسال سه تا دوست پسر عوض کرده همش میگه خوب یکی دیگه رو امتحان کن چرا چسبیدی به اونکه هیچ نکته ی مثبتی برات نداشت
شاید درک نمی کنه
من عاشق بودم
عاشق
عیب نداره
بازم خوبه
علی بره - برای همیشه اینبار
شاید یک کم از تنشهام کم بشه
فکر نمی کنم دیگه هرگز بتونم کسی رو دوست داشته باشم.
خدایا
دمت گرم
اکثر مطالبی رو که اینجا می نویسم در اوج ناراحتی و نا امیدی و عصبانیت هست.
گاهی خودم بعد از چند وقت که مطالب رو می خونم تعجب می کنم از نوشته های خودم.
نظرات اکثرا مزخرف دیگران هم برام اصلا مهم نیست.
این یکی نظر خیلی فرق داشت!!!
جالبه که من نمی دونم اون سوفی که میگه کی هست اصلا!
در جواب باید بگم که خدا می دونه که کی واقعا حقیر یا عقده ای هست!
من اینجا کاملا ناشناس هستم و یک آدم کاملا ناشناس نه دلسوزی ای می بینه و نه بی رحمی ای!
نظرات دیگران در رابطه با مطالب من فقط ذات خودشونو نشون میده همین!
"ta tanhaee ro che mana koni!
سلیقه ادم فرق میکنه.... خداروشکر مثل تو از درد اینکه تحویلم بگیرن و محبتم کنن کاری نمیکنم...خداروشکر گدای محبت نیستم...وگرنه که الان خیلی اتفاقا افتاده بود... اون با فرهنگایی که منو میشناسن و شناخت از روحیاتم دارن مثل یه افتاب ملایم کنار روحم هستند و اذیتم نمیکنن و با اصرارهای بدوی..و کنجکاوی تو زندگیم و بربریت فرهنگی و تجسس در امورم ازارم ندادن...و یاداوریشون قلبمو روشن میکنه...
اراذل و اوباش هم جایی نباید کنارم داشته باشند.. من به این نمیگم تنهایی..تو حقیری که به حقارت تن میدی تا سوفی و بقیه بهت محبت کنند!
"
کوروش همچنان اصرار به دوستی داره بعد از 10 سال
از اونجا که همه چیز رو درباره علی بهش گفتم . ناراحته که چرا به جای علی با اون دوست نمیشم!
خدا می دونه علی چند بار اومد و رفت یا من رفتم. چه فرقی می کند اصلا!
درسته هر بار من اومدنش رو قبول کردم.
اما دیگه نه!
هر چند که داغونم.
انگار بعد از همسر سابقم دوباره عاشق شده بودم!
باز هم عشقی کور کورانه.
نمی دونم شاید من خیلی بد هستم.
رفتار علی باعث شد که به همسر سابقم خیلی فکر کنم و به این نتیجه برسم که من خیلی نا مهربون بودم باهاش.
یعنی باید خیلی بیشتر از اونجه که او بهم بدی می کرد باهاش خوب می بودم.
اون هم منو خیلی دوست داشت. خیلی بیشتر از علی!
هنوز هستم
هنوز تنها
هنوز پر از درد
هنوز مردی قدیمی از همکارانم تبدیل می شود به هیولای جدید
کسانی می گویند باید فکرت را عوض کنی
باید به آینده ای! مثبت بیاندیشی
امید داشته باشی
گفتنش سادست
فقط!
بِسمِ الله الرحمن الرحیم
نادِ علیّاً مَظهَرَ العَجائِبِ تَجِدهُ عَوناً لَکَ فی النَّوائِبِ لی إلَی اللهِ حاجَتی وَ عَلَیهِ مُعَوَّلی کُلَّما أمَرتَهُ وَ رَمَیتَ مُنقَضی فی ظِلِّ اللهِ وَ یُضلِلِ اللهُ لی أدعُوکَ کُّلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ سَیَنجَلَی بِعَظَمَتِکَ یا اللهُ یا اللهُ یا اللهُ بِنُبُوَّتِکَ یا مُحَمَّدُ یا مُحَمَّدُ یا مُحَمَّدُ بِوِلایَتِکَ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ، اَدرِکنی بِحَقِّ لُطفِکَ الخَفِیِّ، اللهُ اَکبَرُ اَنَا مِن شَرِّ اَعدائِکَ بَریءٌ بَریءٌ بَریءٌ، اللهُ صَمَدی مِن عِندِکَ مَدَدِی و عَلَیکَ مُعتَمَدی بِحَقِّ اِیّاکَ نَعبُدُ و اِیّاکَ نَستَعینُ یا اَبَا الغَیثِ اَغِثنی یا اَبَا الحَسَنَینِ اَدرِکنی یا سَیفَ اللهِ اَدرِکنی یا حُجَّةَ اللهِ اَدرِکنی یا وَلِیَّ اللهِ اَدرِکنی بِحَقِّ لُطفِکَ الخَفِیِّ یا قَهّارُ تَقَهَّرتَ بِالقَهرِ و القَهرُ فی قَهرِ قَهرِکَ یا قَهّارُ یا قاهِرَ العَدُوِّ یا والِیَ الوَلِیّ یا مَظهَرَ العَجائِب یا مُرتَضی عَلِیّ رَمَیتَ مَن بَغی عَلَیَّ بِسَهمِ اللهِ وَ سَیفِ القاتِلِ اُفَوِّضُ اَمری اِلَی اللهِ اِنَّ اللهَ بَصیرٌ بِالعِبادِ وَ اِلهُکُم إلهٌ واحِدٌ لا إلهَ إلّا هُوَ الرَّحمنُ الرَّحیم، أدرِکنی یا غِیاثَ المُستَغیثینَ یا دَلیلَ المُتَحَیِّرینَ یا أمانَ الخائِفینَ یا مُعینَ المُتَوَکِّلینَ یا راحِمَ المَساکینَ یا إلهَ العالَمینَ بِرَحمَتِکَ وَ صَلَّی اللهُ عَلی سَیِّدنا مُحَمَّدٍ وآلِهِ أجمَعینَ وَ الحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین
ترجمه دعای نادعلی
بخوان علی را که مظهر صفات عجیبه است . تا یاری کننده تو باشد در سختی ها این بنده پیوسته به خدا نیازمند است . و من در امورم به او تکیه کرده ام و امور گذشته و اینده ام را به او وا می گذارم برای رفع هر ناراحتی تو را می خوانم . تا مشکل حل و مسائل روشن گردد قسم به بزرگیت ای خدا و به پیامبریت ای محمد و به ولایت تو ای علی ای علی ای علی مرا در یاب بحق لطف پنهانت . الله اکبر و من از شر دشمنانت بیزاری می جویم . خدای بی نیاز از سوی تو یاری می شم و بر تو اعتماد دارم به حق ایاک نعبد و ایاک نستعین . ای پدر کمک ای پدر حسنین مرا در یاب ای شمشیر خدا ای در خدا , ای حجت خدا ,ای ولی خدامرا در یاب . به حق لطف پنهانت ای غالب و غلبه کننده,ای دوست دوست خدا ای مظهر صفات عجیبه ای علی یقین دارم هرکه بخواهد ظلم نماید تو به شمشیر کشنده او را از پای در می اوری من تمام امورم را به تو واگذارمی کنم . بدرستی او بصیر بر بندگان است فرماید : خدای شما خدای واحد است و غیر از او خدایی نیست و بخشنده و مهربان . مرا در یاب ای فریاد رس فریاد خواهان ای راهنمای سر گردانان ای امان ده تر سندگان ای یاری دهنده پناه آورندگان ای رحم کننده بر فقرا ای خدا به رحمتت مرا در یاب و درود فرست بر محمد و ال او و ستایش برای جهانیان است و بس ...
دلم می خواد یک ماده ای پیدا کنم برای خود کشی که نشانه ای از خودش در بدنم نگذاره
انگار که به مرگ طبیعی مرده باشم.
در این مورد اگر کسی می تونه کمکم کنه ممنونش میشم.
هم اسم ماده
و هم نحوه تهیه اش
دوست ندارم کسی احساس عذاب وجدان کنه
در شرایطی که من هستم این بهترین کمکه
و باور کنید ثواب داره.
به خود خدا ثواب داره.